|
|

چهارشنبه 22/2/89 برای یک صعود از اهواز به سنندج رفتم. برنامه صعود روز پنجشنبه در قروه، نزدیک سنندج اجرا شد ولی من به اهواز باز نگشتم و روز جمعه سفر کوتاهی به عراق (کردستان) کردم. گزارش صعود را در سایت زاگرس خواهم نوشت ولی سفرنامه را در همین جا می نویسم زیرا بسیاری از دوستان در مورد چند و چون سفر به کردستان عراق از من پرسش می کنند.
************
روز جمعه 24/2/89 ساعت 8:30 به ترمینال سنندج رفتم تا با اتوبوس به سلیمانیه (یکی از شهرهای کردستان عراق) بروم. در آنجا متوجه شدم که روزانه تنها یک سرویس برای رفتن به سلیمانیه عراق وجود دارد و آن هم ساعت 7:30 صبح رفته بود و من جا مانده ام. تصمیم گرفتم تکه تکه این راه را بروم. برای این کار به ترمینال موسوم به «ترمینال سقز» رفتم و با یک سواری به مریوان رفتم. نرخ سواری 5000 تومان و مینی بوس 1200 تومان و فاصله 130 کیلومتر است. از ترمینال مریوان با تاکسی به میدان استادیوم مریوان رفتم تا با سواری هایی که به «باشماق» یعنی نقطه مرزی می رفتند، بروم. این فاصله 20 کیلومتر و نرخ سواری 700 تومان است. در باشماق پولهایم را نزد یکی از صراف های دوره گرد که همیشه در آنجا هستند، تعویض کردم. به ازای هر هزار تومان 1130 دینار عراقی گرفتم. (به عبارت دیگر هر دینار تقریباً 85/8 ریال می شود که می توان نرخ یک اسکناس هزار دیناری را با یک اسکناس هزار تومانی و یا یک دلار آمرکا، تقریباً یکی دانست). سپس وارد محوطه گمرک شدم و تا نقطه خروجی مرز را با با یک تاکسی رفتم. نرخ تاکسی آن 1000 تومان و فاصله آن یک کیلومتر است که پیاده نیز می توان رفت. به شعبه بانک ملی (که روز جمعه نیز باز بود) رفتم و 10000 تومان عوارض خروج از کشور را پرداخت کردم. پس از آن مهر خروجی روی پاسپورت من زده شد و بعد از خط مرزی (که پلی است که روی یک رودخانه باریک زده شده) عبور کردم و وارد خاک عراق شدم. در آغاز ورود، هدف مرا از رفتن به کردستان پرسیدند و پس از آن مهر ورود به کردستان عراق روی پاسپورت زده شد. پس از همه این تشریفات از محوطه مرزی خارج شدم و وارد خاک عراق شدم. وسیله عمومی که مستقیماً از مرز باشماق به سلیمانیه برود، نیست و بایستی ماشین دربست کنیم که گران تمام می شود. به همین دلیل با یک سواری به نرخ 2000 دینار عراقی به «پنجوین»، یکی از شهرهای عراق که در 9 کیلومتری مرز قرار دارد، رفتم تا از آنجا به سلیمانیه بروم. از ترمینال پنجوین با یک سواری با نرخ 7000 دینار فاصله 95 کیلومتری پنجوین تا سلیمانیه را رفتم. راننده مرا نزدیک مرکز شهر پیاده کرد و من هم راه افتادم و نهاری خوردم و یک اتاق در هتلی در نزدیکی مسجد بزرگ شهر گرفتم. در کردستان به مسجد می گویند «مزگوت» در اطراف مسجد بساط جمعه بازار بسیار شلوغی برقرار بود. جالب این بود که در روز جمعه سایر مغازه ها نیز باز بودند. تا غروب گشتی در بازار زدم ولی چیز زیادی نخریدم چون حال و حوصله چک و چانه زدن در گمرک را نداشتم، تصمیم گرفته بودم در این سفر زیاد خرید نکنم. شب به پارک آزادی که به من گفته بودند قشنگ است رفتم. پارک آزادی را با رسم الخط کردی می نویسند: پارکی ئازادی.
صبح شنبه تصمیم گرفتم به اربیل که مرکز حکومت خودمختار کردستان است بروم. کرد ها، اربیل را به نام قدیم آن یعنی «هولیر» می نامند و می نویسند: «هه و لیر» با تاکسی به ترمینال سلیمانیه رفتم. نرخ تاکسی در کردستان 3000 دینار است. کرایه سلیمانیه تا اربیل با سواری 15000 دینار و با مینی بوس 8000 دینار و فاصله آن 190 کیلومتر است. جالب است بگویم که مینی بوسهای آن مارک تویوتا و قدیمی هستند. علاوه بر صندلیهای ثابت، در راهروی آن نیز صندلیهای تاشو وجود دارد و روی آنها هم مسافر می نشانند و در نتیجه کیپ تا کیپ در آن مسافر می نشیند. در بین راه سلیمانیه تا اربیل از کنار شهر کرکوک که در 105 کیلومتری سلیمانیه است، گذشتیم.
چون می خواهم سخن به درازا نکشد، نکات دیگری را که ضروری می دانم به اختصار می نوسم:
تصاویری از جایهای سنتی سلیمانیه
مسجد جامع سلیمانیه جمعه بازاری در سلیمانیه مشاغل سنتی در سلیمانیه
این هم ساختمانهای مدرن سلیمانیه یک اثر باستانی به نام قلات در مرکز اربیل
تصاویری از مشاغل سنتی شهر اربیل

